دیجیتال مارکتینگ و مزایای آن برای کسب وکارها

بازاریابی دیجیتالی (digital marketing) یا دیجیتال مارکتینگ اصطلاحی است که برای تمام تلاش‌هایی که جهت بازاریابی از طریق ابزارهای دیجیتالی نظیر کامپیوترها، تلفن های همراه هوشمند و غیر هوشمند، وب، ایمیل و کل دنیای اینترنت انجام می‌گیرد، به‌کار‌برده می‌شود.

کسب‌و‌کارها از ابزارهای دنیای اینترنت نظیر بازاریابی از طریق موتورهای جست و جو، وبسایتشان، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، ایمیل مارکتینگ و همچنین پیامک و یا تماس تلفنی برای برقراری ارتباط با مشتریان کنونی و آتی خود استفاده ‌می‌کنند.

واقعیت این است که امروزه افراد نسبت به سال های پیش، چندین برابر بیشتر در استفاده از ابزار های دیجیتالی غرق شده و بسیار بیشتر وقت می‌گذرانند.

همان‌طور که همه‌ی ما کم‌وبیش می‌دانیم، نوع خریدوفروش نیز عوض شده است و بازاریابی در سطح کوچه و خیابان مثل گذشته چندان تأثیرگذار نیست.

عبارت بازاریابی همیشه این‌گونه معنا می‌شده: توانایی برقراری ارتباط با مخاطب در زمان و مکان مناسب.

در تعریف امروزی بازاریابی این شما هستید که باید با مخاطبان خود درست همان‌جایی که حضور دارند، ملاقات کنید؛ یعنی در ‌"اینترنت".

دیجیتال مارکتینگ  عبارت است از هر نوع بازاریابی‌‌ محصول و خدماتی که امروزه به صورت کلی بر بستر اینترنت و دنیای آنلاین قرار دارد.

شاید یک بازاریاب ربایشی کم‌تجربه، بازاریابی آنلاین را با بازاریابی دیجیتالی یکسان بداند، اما باید توجه داشت که بین این دو، تفاوت‌های جزئی وجود دارد.

بعد از مدت‌ها کار در این زمینه با بازاریابان و صاحبان کسب‌وکار در کشورهایی نظیر آمریکا، استرالیا، نیوزیلند و همچنین کشورهای آسیایی صحبت شده و مطالب زیادی در مورد نحوه‌ی بروز این تفاوت‌های اندک در سراسر جهان به‌دست آمده.

 بازاریابی دیجیتال دقیقا چیست؟

از وبسایت‌تان گرفته تا دارایی‌هایی که برای برندینگ آنلاین و افلاین در اختیار دارید – تبلیغات دیجیتالی، بازاریابی ایمیلی، بروشورهای آنلاین و غیره – طیف وسیعی از این ابزارها هستند که تحت عنوان بازاریابی دیجیتال قرار می‌گیرند.


بهترین بازاریابان دیجیتالی، تصویری روشن از نحوه‌ی پشتیبانی هر یک از این دارایی‌ها یا تاکتیک‌ها در راستای رسیدن به اهداف جامع‌شان در ذهن دارند.

در ادامه برخی از رایج‌ترین دارایی‌ها و تاکتیک‌ها بیان خواهد شد.


دارایی‌های شما برای دیجیتال مارکتینگ شامل:

دارایی های اینترنتی و آنلاین:

  •  بخش تبلیغاتی موتور جست و جو گوگل google adverse؛
  • وبسایت‌تان؛
  • پست‌های بلاگ‌تان؛
  • کتاب‌های الکترونیک؛
  • شبکه‌های اجتماعی (فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، لینکدین و …)؛
  • پوشش های آنلاین و وبینارها؛
  • بروشورهای آنلاین؛
  • دارایی‌های مربوط به برندینگ (لوگو، فونت و …)؛
  • صفحه های نمایش شهری؛
  • دیسک های نوری و حافظه های جانبی؛
  • بازی ها که همگی در دنیای پیشرفته ی تکنولوژی فعلی بیشتر رایج بوده

و همچنین

ابزارهای غیر اینترنتی و آفلاین

نظیر:

  • تلفن های همراه ( SMS و MMS )؛
  • تماس تلفنی؛
  • زنگ های تلفن همراه؛
  • فیلم ها؛
  • ویدئو موزیک ها؛

می باشند.


تاکتیک های بازاریابی دیجیتالی :

  • بهینه‌سازی برای موتور جست‌و‌جو (SEO):

فرایند بهینه‌سازی وبسایت‌تان و افزایش رتبه‌ی آن در صفحه‌ی نتایج موتور جست‌و‌جو که این روش میزان ترافیک ارگانیک یا رایگان را روی وبسایت‌تان افزایش می‌دهد.

  • بازاریابی محتوا:‌

از خلق و ترویج دارایی‌های محتوایی، به‌منظور آگاهی از برند، ترغیب مشتریان برای همراهی شما و رشد ترافیک یا تعداد مشتریان.

  • بازاریابی ربایشی:‌

این نوع بازاریابی به رویکرد کاملی اشاره دارد که برای جذب، تبدیل مشتریان بالقوه به بالفعل، به‌دام‌انداختن و تأمین رضایت مشتریان با استفاده از محتوای آنلاین اتخاذ می‌شود.

بازاریابی شبکه‌ی اجتماعی:

ترویج برند و محتوای خود در مجاری شبکه‌ی اجتماعی؛ به‌منظور افزایش آگاهی از برند، افزایش ترافیک وبسایت یا هدایت مشتری به سمت کسب‌وکار‌تان.

  • پرداخت به‌ازای کلیک (PPC):‌

این روشی است برای ایجاد ترافیک وبسایت؛ به سایتی که تبلیغ شما را منتشر می‌کند به‌ازای هر کلیکی که روی تبلیغ‌تان صورت می‌گیرد، مبلغی را پرداخت می‌کنید. این نوع بازاریابی در سطح دنیا منسوخ شده و تنها سیستم معتبر جهانی در این مورد تبلیغات کلیکی گوگل است.

  • بازاریابی پورسانتی یا affiliate:

نوعی تبلیغ مبتنی بر عملکرد است که در آن شما به‌ازای میزان فروشی که از طریق تبلیغ محصولات یا خدمات فردی دیگر بر روی وبسایت‌تان، پورسانت دریافت می‌کنید. این نوع تبلیغات یک تبلیغات موثر و عمومی در حال حاضر در دنیا است.

بازاریابی بومی:‌ این نوع بازاریابی به تبلیغاتی اشاره دارد که اساسا محتوا-محور هستند و در کنار محتواهای رایگان دیگر بر روی یک پلتفرم ظاهر می‌شوند

 پست‌هایی که BuzzFeed اسپانسر آن شده است، نمونه‌ی مناسبی از این نوع بازاریابی هستند. اما بسیاری از افراد، تبلیغات در شبکه‌ی اجتماعی را نیز بومی در نظر می‌گیرند؛ برای مثال تبلیغات فیسبوک و اینستاگرام.

  • اتوماسیون بازاریابی:‌

نرم‌افزاری که هدفش روند خودکار‌ی در‌خصوص کارهای بازاریابی است.

بسیاری از دپارتمان‌های بازاریابی می‌بایست کارهای تکراری و خودکاری را نظیر ایمیل، شبکه‌ی اجتماعی و سایر کارهای وبسایت انجام دهند.

  • بازاریابی ایمیلی:‌

شرکت‌ها از بازاریابی ایمیلی به‌عنوان راهی برای برقراری ارتباط با مخاطبان خود استفاده می‌کنند.

از ایمیل، اغلب برای ترویج و تبلیغ محتوا، تخقیف‌ها، رویدادها و نیز هدایت افراد به سمت وبسایت کسب‌و‌کار استفاده می‌شود.

  • روابط عمومی آنلاین - PR:

تضمین پوشش آنلاین کسب‌شده با نشریات دیجیتال، بلاگ‌ها و سایر وبسایت‌های محتوا-محور. این PR خیلی شبیه PR سنتی است با این تفاوت که در محیط آنلاین اتفاق می‌افتد.


تفاوت بین بازاریابی دیجیتال و بازاریابی ربایشی

 در ظاهر این دو شبیه هم هستند:‌

  1. هر دوی آنها اساسا آنلاین هستند‌
  2. هر دوی آنها بر خلق محتوای دیجیتال برای استفاده‌ی مردم تمرکز دارند.

پس فرق آنها در چیست؟

اصطلاح دیجیتال مارکتینگ بین تاکتیک‌های بازاریابی Push و Pull (یا آنچه اکنون روش‌های ربایشی و برونگرا می‌نامند) فرقی نمی‌گذارد.

هر دوی آنها را هنوز می‌توان در دسته‌ی بازاریابی دیجیتال جای داد.

هدف از تاکتیک‌های برونگرای دیجیتال این است که در فضای آنلاین، تا جای امکان پیام بازاریابی مستقیما روبه‌روی بیشترین تعداد از افراد قرار گیرد، فارغ از اینکه از آن پیام استقبال کرده‌اند یا خیر.

برای نمونه، بنرهای تبلیغاتی که در قسمت بالای بسیاری از وبسایت‌ها می‌بینید، سعی دارند یک محصول را وارد ذهن بازدیدکننده‌ای کنند که لزوما آمادگی دریافت آن را ندارد.

از سوی دیگر، بازاریابانی که تاکتیک‌های ربایشی دیجیتال را به‌کار می‌بندند، با فراهم‌کردن دارایی ‌هایی که برای مشتریان هدف مفید است، از محتوای آنلاین برای جذب آنها به وبسایت‌شان استفاده می‌کنند.

یکی از ساده‌ترین و درعین‌حال قدرتمند‌ترین دارایی‌های بازاریابی دیجیتال ربایشی، ایجاد یک بخش بلاگ (با وبلاگ اشتباه گرفته نشود) است که به وبسایت شما اجازه می‌دهد تا در عباراتی سرمایه‌گذاری کند که مشتریان ایده‌آل ‌تان در موتورهای جست‌و‌جو به دنبال آنها هستند.

 در نهایت اینکه، بازاریابی دیجیتال روشی است که از دارایی‌های بازاریابی برای جذب، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، به‌دام‌انداختن و راضی‌کردن مشتریان به صورت آنلاین استفاده می‌کند.

از سوی دیگر، بازاریابی دیجیتالی صرفا اصطلاحی است برای توصیف هر نوع تاکتیک‌ بازاریابی آنلاین؛ فارغ از اینکه برونگرا باشند یا ربایشی.

مزایای اصلی بازاریابی دیجیتال چیست؟

بازاریابی دیجیتال بر‌خلاف بازاریابی آفلاین، به بازاریابان اجازه می‌دهد تا نتایج دقیق را به‌صورت آنی مشاهده کنند.

اگر تاکنون تجربه‌ی انتشار آگاهی در روزنامه‌ای را داشته‌اید، حتما می‌دانید که چقدر دشوار می‌توان تخمین زد که آن آگهی را چه تعدادی دیده‌ و به آن توجه کرده‌اند.

به‌عبارت‌دیگر، اصلا هیچ تضمینی وجود ندارد که آن آگهی باعث فروش محصول مورد نظرتان باشد.

ازسوی‌دیگر، در بازاریابی دیجیتال می‌توانید تقریبا ROI اکثر تلاش‌های بازاریابی‌تان را بسنجید.

در زیر چند نمونه اشاره می‌شود:‌

ترافیک وبسایت:  در بازاریابی دیجیتال می‌توانید تعداد افرادی را که از صفحه‌ های مختلف وبسایت‌تان بازدید کرده‌اند، به‌صورت آنی و لحظه‌ای با استفاده از یک نرم‌افزار تحلیلگر دیجیتال مانند “HubSpot” یا "google analytic" ببینید.

همچنین آمار اینکه که چه تعداد صفحه بازدید شده است، با چه دستگاهی وارد وبسایت شما شده‌اند و در چه منطقه‌ی جغرافیایی قرار دارند و نیز سایر اطلاعات تحلیلی دیجیتالی آنها را می‌توانید مشاهده کنید.

این امکان به شما کمک می‌کند تا بر‌اساس تعداد افرادی که روزانه به وبسایت شما وارد می‌شوند، اولویت‌بندی کنید که بر روی کدام مجاری بازاریابی‌ وقت بیشتری بگذارید و به کدام مجاری وقت کمتری اختصاص دهید.

برای نمونه اگر تنها ۱۰٪ ترافیک شما از جست‌و‌جوی اصلی در گوگل است، باید وقت بیشتری را بر روی SEO صرف کنید تا آن را افزایش دهید.

با بازاریابی آفلاین، به دشواری می‌توان گفت مردم قبل از تعامل با فروشنده یا خرید محصول، با برند شما چه ارتباطی برقرار می‌کنند.

اما در بازاریابی دیجیتال می‌توانید گرایش‌ها و طرح‌های رفتاری مردم را قبل از اینکه به مرحله‌ی نهایی فرایند خرید برسند شناسایی کنید؛ به‌عبارت‌دیگر، شما می‌توانید درست در ابتدای قیف بازاریابی، تصمیمات آگاهانه‌تری را در مورد نحوه‌ی جذب افراد به وبسایت‌تان اتخاذ کنید.

عملکرد محتوا و هدایت مشتری تصور کنید بروشوری را برای محصول‌تان ساخته و آن را از طریق صندوق‌پست بین مردم توزیع کرده‌اید؛ آن بروشور یک نوع محتوای آفلاین است.

مشکل این است که شما اصلا نمی‌دانید چه تعدادی بروشور شما را باز کرده و خوانده‌ و چه تعداد آن را بدون اینکه باز کنند، داخل سطل آشغال انداخته‌اند.

حال تصور کنید که همان بروشور را آنلاین پست کرده‌اید. می‌توانید به‌طور دقیق برآورد کنید که چه تعدادی از افراد از صفحات آن بروشور بازدید کرده‌اند. همچنین می‌توانید جزئیات تماس افرادی که آن بروشور را دانلود کرده‌اند، به‌دست بیاورید.

نه تنها می‌توانید تعداد افرادی را که با محتوای بروشور شما ارتباط برقرار کرده‌اند را شناسایی کنید، بلکه وقتی آن را دانلود کردند نیز می‌توانید آنها را به سمت خرید محصول هدایت کنید.

مدل‌سازی صفت یک راهبرد مؤثر در بازاریابی دیجیتالی با ابزار و فناوری‌های مناسب ترکیب می‌شود و به شما این اجازه را می‌دهد تا تمام فروش‌های‌تان را تا اولین نقطه‌تماس دیجیتال مشتری با کسب‌وکار‌تان ردیابی کنید.

به این استراتژی «مدل‌سازی صفت» می‌گویند.

این مدل‌سازی به شما اجازه می‌دهد تا گرایش‌هایی را که در شیوه‌ی تحقیق مخاطبان و خرید محصول شما وجود دارد، شناسایی کنید.

همچنین به شما کمک می‌کند تا تصمیمات آگاهانه‌تری را اتخاذ کنید که کدام قسمت‌های استراتژی بازاریابی‌ شما به توجه بیشتر و کدام قسمت‌های چرخه‌ی فروش به پالایش نیاز دارند.

برقراری ارتباط بین بازاریابی و فروش بسیار حائز اهمیت است؛ بنا به گفته‌ی ‌”Aberdeen Group” شرکت‌هایی که بین فروش و بازاریابی‌شان هماهنگی قوی وجود دارد، ۲۰٪ به نرخ رشد سالانه‌شان افزوده می‌شود.

از سوی دیگر، در شرکت‌هایی که بین فروش و بازاریابی‌شان هماهنگی برقرار نیست، ۴٪ کاهش عواید مشاهده می‌شود.

اگر بتوانید با استفاده از فناوری‌های دیجیتال، مسیر مشتری را از طریق چرخه‌ی خرید بهبود بخشید، آنگاه احتمال این وجود دارد که بتوانید نظر مثبتی را در مورد عواید سالانه‌ی کسب‌وکار خود داشته باشید.

آیا بازاریابی دیجیتال در همه‌ی کسب‌وکارها جواب می‌دهد؟

بازاریابی دیجیتال می‌تواند در هر کسب‌وکاری و در هر صنعتی به‌کار رود.

فارغ از اینکه در شرکت خود چه محصولی را می‌فروشید، باید بدانید که بازاریابی دیجیتال می‌تواند با شناخت شخصیت‌های خریدار نیازهای مخاطب شما را شناسایی کند و محتوای آنلاین ارزشمندی را خلق کند.

هرچند، این بدین معنی نیست که تمام کسب‌وکارها باید به یک شکل، راهبرد بازاریابی دیجیتال را به‌کار گیرند. کسب‌وکارهای B2B اگر شرکت شما B2B است، این احتمال وجود دارد که استراتژی بازاریابی دیجیتالیِ شما بر هدایت مشتریان متمرکز باشد و هدف نهایی‌ این است که کسی با فروشنده صحبت کند.

به همین دلیل نقش راهبرد بازاریابی شما این است که از طریق وبسایت و مجاری دیجیتال پشتیبانی، مشتریان را جذب فروشندگان‌تان کنید.

فراتر از وبسایت‌تان، احتمال این وجود دارد که تلاش‌هایتان را بر مجاری کسب‌وکار-محوری نظیر LinkedIn متمرکز کنید، چرا که در این مجاری جمعیت هدف‌تان وقت‌گذرانی می‌کند. کسب‌وکارهای B2C اگر شرکت شما B2C است، بسته به طیف قیمت محصولات‌تان، این احتمال وجود دارد که هدف بازاریابی دیجیتال برای شما، جذب افراد به وبسایت‌تان و تبدیل آنها به مشتری بدون نیاز به صحبت با فروشنده باشد.

به‌همین‌دلیل، تمرکز بر هدایت مشتری به معنای سنتی‌ خیلی محتمل نیست؛ در‌عوض بیشتر بر سرعت ‌بخشیدن زمان سفر مشتری، از لحظه‌ای که به وبسایت‌تان وارد می‌شود تا لحظه‌ای که خرید خود را انجام می ‌دهد، تمرکز خواهید داشت. این اغلب بدین معنی خواهد بود که در مقایسه با کسب‌وکار B2B، محصول شما در بالای قیف بازاریابی، خود را در محتوا ظاهر خواهد کرد و شما می‌بایست از دکمه‌های فراخوان (CTA) قوی‌تری استفاده کنید.

برای شرکت‌های B2C مجاری‌ای نظیر اینستاگرام و Pinterest می‌تواند ارزشمندتر از پلتفرم‌هایی نظیر LinkedIn باشد.